![]() |
![]() |
|
| و در گوشهای ما بانگ براهین یکتایی او پیچیده است |
|
آمدنی باید باشد!
بیا تا آبستن هر روزسگ ولگرد تا مجاری زاد و ولد تا ته بن بست آستینم( زیربغلهای ذهن عرق ریز نابلد) بیا وببین من هستم...!آمدنی اگر هست! کشت برادرم را- برادرم را می کشم ،برادری اگر هست! زیر سنگینی پوتینم من هستم!( برادری اگر هست!) بیا با بوی عرق! تاصورت له شده ات زیرتیرچراغ برق تا خونی که زیگزاگ میرود به توالت فرنگی-راحت زندگی بیا و بگیر از دستم این نازک آلت در دست...آمدنی اگرهست!
کشتن راه زندگیست زندگی در طول کشتن عرض نمی خواهد اصلن...سطح ندارد ترور یا هاراکیری فرق ندارد مرگ ،مرگ است!
بیا که مرگ برتو مرگ برمن مرگ بر عزراییل غاصب! بیا که مرگ درغزه مرگ در قدس مرگ در بیضه ی حضرت موسی(سلام ا...!!)
این خون است که معجزه می کند...
" آقایون – خانوما...! معجزه ی مرگ واحیا...!"
معجزی احیانن به همین راحتی! مثل شمع روشن وقت بی برقی مثل آتش لب جوب و هوای سرد مثل ختنه شدن چشمهایت که پلک نزنی روی برق مثل برادرت که برادرت را کشت زیر تیرچراغ برق!
بیا وببین جنگ خروسها،سگها،قوچها جنگ برسرجنگ - خدا جنگ خون وکروموزومهای متمدن حاصل سکس لب جوب وهوای سرد جنگ سر یک وجب خاک ویکم بیشتر جنگ سر اراضی هکتاری بهشت-بالا (من همیشه هستم!) بیا و تو هم بکش من را- تو را بیا و تو هم بکش نقشی- مردی روی تیرچراغ برق بیا وتو هم بکش جسدی روی خط عابر
بیا که دشنه ات جامانده در پهلوی مغز متفکر!
---------------------------------------------------------------------- (tom waits/k. brennan)
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 3:13 قبل از ظهر توسط بهمن حقیقت طلب |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
عاقبت رو یاهای خواب روزانه ات آسمان را پر خواهد کرد ...!
|
|
RSS
|