![]() |
![]() |
|
| و در گوشهای ما بانگ براهین یکتایی او پیچیده است |
|
۱۹ ساعت خواب توی بیداری / بیماری هیچ و پوچ هم مرز / همسایه "...ممکنه لبخند بزنی...؟" کلیه ی ستاره ها رفت توی چال توی اُپرا بودم سولو می زدم...هی...! یک عمر شد ۱۹ ساعت...[پروسه تمام شد؟] ... pARaBolA کوچ شدی چرا وسط حوض ـ آبی؟ کلی اندیشه غرق شد! "از چاله به کل ستاره ها : ... FaDe Out " تصویر نقش آخری گریه می شد / شوره می زد رقص می شد توی ذهن / تانگو... " پرده رو بردار بیمار.." پری های کوچک دریایی دور سر دکُتریَن تریینات داخلی - پرسه می شود فِردی مِرکوری می خواند !.......................................jUsT shUT Up "به افتخارش کف بروید...شششششیییس......وووووووووو........[هیس!]" مرگ می بندد رو حباب گوشه های خاکستری [خال گوشتی آزار می دهد/بیماری] روان ایستاده ـ شده ....SchITZophErEniC سراغ همه می آید...روان ایستاده سرت را بگیر زیر شیر تا دیده نشوی/ شیشه فریز شویم ۱۹ ساعت دیگر من ۱۹ ساعت وقت می خواهم تا تکرار شود[پروسه] از خواب تا بیداری/بیماری... ReGardlesS oF FadinG The StaRs oUT
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 12:36 بعد از ظهر توسط بهمن حقیقت طلب |
|
|
سلام...! به زبان مادری...!
mama I'm gonna see you mama let me hold you سرم سرد <=> بوی پیاز و جعفری توی بینی که با توتونهای کاغذ/سرخ/جگری که بی تو ریه بی هوازی ?Do you let me die first ? can you hold my cold head on your breast
شیر سپید ...! شیرهای امروز رنگ خاک قهوه ای تر ـ رنگ جنگ [ ناپاک ] we stand on Brittle rock broken life / flutter from last shock سرم را بگیر دو دست تو صدا /شارش رگ ببند که از من سرخ ـ بارش... مرگ گرفتگی اول دل بُردگی ـ بَردگی آورد کلونی زدگی / سگها پی اسکلت ها ـ فرار ـ خستگی آورد we escaped from society trapped in our individuality indepndent but there is no rigidity we lost our dignity ? Is It our last penalty گرم کن مادر ـ گرم ـ کرمها توی خاک سرد ـ بی حس ِ بال بال بده مادر ! خستگی از کرم خوردگی => تنم به زوال دعا کن مادر ـ گرم ـ سپید رنگ زد به جوان نقض شد علت و معلول / فلسفه/ غرق شد ـ علامت سوال
سلام مادر...به زبان مادری!
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 2:57 بعد از ظهر توسط بهمن حقیقت طلب |
|
|
رگ ببُر خون شود...[فس...] جوهر قرمز بده به نفس "...من فکر می کنم اونا هر وقت بخوان شلیک می کنن..." روی پوست برونزه پشت شلوار تیره... "تف کن روی پنچری بی عرضه...!" [فس...] مرگ باش/ فکر کن/نیش بزن هرزه! [واید شات:] بچه ها روی تراس ـ به رقص بچه ها از کوه به پرواز / بی ترس ــ"...توی باد می خزه بچّم...[فس...]...! از غذای کرکس می خوره بی رحم...!!" [کلوز آپ:] مرگ تو را به یاد دارد هنوز افعی را فراموش نکنی یک روز![فس...فس...]
when you are seeking for The Books beneath when you are smelling your P..E..N..I..S when you become a mosquito on my skin when you are crawling on your women / virgin I'll creep on you at the time there is no choice [... without any noise]
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 2:50 بعد از ظهر توسط بهمن حقیقت طلب |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
عاقبت رو یاهای خواب روزانه ات آسمان را پر خواهد کرد ...!
|
|
RSS
|