![]() |
![]() |
|
| و در گوشهای ما بانگ براهین یکتایی او پیچیده است |
|
هنوز این منم که در قاب می شکنم
پوست تکیدهء گونه هایم را رفو می کنم به هوس بوسه ای خیس کاش خشک نگردد هیچگاه پیراهنت!
زیر باران اشکهایت را هیچ خریداری نیست مهر پشت بوم ما غروب نکند کاش! دستت را روی زخمم بگذار تا کمی بیاسایم پرت از این وادی
آخرین ته سیگار! شاید هم یکی دیگر بسوزد جای ما کاش سوختن برود از یاد! داغ نشود پشت گرمی دستانت...!
سکه ها دروغ می گفتند فال ساعتها هم پوچ بود روح من مثل نقشی برهنه...شرم دارد دستانت را برویم بپوش سپید
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سال نو مبارک!
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 4:2 بعد از ظهر توسط بهمن حقیقت طلب |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
عاقبت رو یاهای خواب روزانه ات آسمان را پر خواهد کرد ...!
|
|
RSS
|