تبليغاتX
آب پرتقال
و در گوشهای ما بانگ براهین یکتایی او پیچیده است

آمدنی باید باشد!

 

 

بیا تا آبستن هر روزسگ ولگرد

تا مجاری زاد و ولد

تا ته بن بست آستینم( زیربغلهای ذهن عرق ریز نابلد)

بیا وببین من هستم...!آمدنی اگر هست!

کشت برادرم را- برادرم را می کشم ،برادری اگر هست!

زیر سنگینی پوتینم من هستم!( برادری اگر هست!)

بیا با بوی عرق! تاصورت له شده ات زیرتیرچراغ برق

تا خونی که زیگزاگ میرود به توالت فرنگی-راحت زندگی

بیا و بگیر از دستم این نازک آلت در دست...آمدنی اگرهست!

 

کشتن راه زندگیست

زندگی در طول کشتن عرض نمی خواهد اصلن...سطح ندارد

ترور یا هاراکیری فرق ندارد

مرگ ،مرگ است!

 

بیا که مرگ برتو

       مرگ برمن

       مرگ بر عزراییل غاصب!

بیا که مرگ درغزه

       مرگ در قدس

       مرگ در بیضه ی حضرت موسی(سلام ا...!!)

 

این خون است که معجزه می کند...

 

                                                       " آقایون – خانوما...!

                                                               معجزه ی مرگ واحیا...!"

 

 

معجزی احیانن به همین راحتی!

مثل شمع روشن وقت بی برقی

مثل آتش لب جوب و هوای سرد

مثل ختنه شدن چشمهایت که پلک نزنی روی برق

مثل برادرت که برادرت را کشت زیر تیرچراغ برق!

 

بیا وببین جنگ خروسها،سگها،قوچها

جنگ برسرجنگ - خدا

جنگ خون وکروموزومهای متمدن

حاصل سکس لب جوب وهوای سرد

جنگ سر یک وجب خاک ویکم بیشتر

جنگ سر اراضی هکتاری بهشت-بالا

(من همیشه هستم!)

          بیا و تو هم بکش من را- تو را

          بیا و تو هم بکش نقشی- مردی روی تیرچراغ برق

          بیا وتو هم بکش جسدی روی خط عابر

 

                               بیا که دشنه ات جامانده در پهلوی مغز متفکر!

 

 ----------------------------------------------------------------------

(tom waits/k. brennan)

Theyre lining up
To mad dog your tilta whirl
3 shots for a dollar
Win a real live doll
All the lies that you tell
I believed them so well. take them back
Take them back to your red house
For that fearful leap into the dark
I did my time
In the jail of your arms
Now ophelia wants to know
Where she should turn
Tell me...what did you do
What did you do the last time?
Why dont you do that
Go on ahead and take this the wrong way
Times not your friend
Do you cry. do you pray
Do you wish them away
Do you still leave nothing
But bones in the way
Did you bury the carnival
Lions and all
Excuse me while I sharpen my nails
And just who are you this time?
You look rather tired
(who drinks from your shoe)
Are you pretending to love
Well I hear that it pays well
How do your pistol and your Bible and your
Sleeping pills go?
Are you still jumping out of windows in expensive clothes?

Well I fell in love
With your sailors mouth and your wounded eyes
You better get down on the floor
Dont you know this is war
Tell me who are you this time?
Tell me who are you this time?

 

+ نوشته شده در  ساعت 3:13 قبل از ظهر  توسط بهمن حقیقت طلب | 
 

 

سلام

شرایط اینجا فرق میکنه خداوکیلی!

مشغول خدمتم از نوع سربازی!

.

.

.

خودمم تو کتم نمی ره این همه وقت بدون آب پرتقال!!

 

 

+ نوشته شده در  ساعت 1:38 قبل از ظهر  توسط بهمن حقیقت طلب | 
 

 

 

 

سر ِ خر  کج    دستِ من کج    زندگی کج     همه چی  کج

کشتی می گیریم...کج

میخ می کوبیم ...کج

نافِ تو ...کج

گاو که زایید...کج

ریش تو  کج    ذهن تو  کج   پای من  کج   همه چی  کج

تیری که در رفت از تفنگ...کج

شپش افتاد به جان...کج

خشت اول  که نهاد معمار...کج!

مادر که زایید...کج     به راهِ کج

تُف بزنید به سر میله های کج

گُل بزنید توی دروازه های کج

گل که سرشت صورت فرد...کج

زن که گرفت دست دیگر مرد ...کج ـ به کج   به راه کج

"به راستی" چه معنی خواهد کرد؟

در میان در و دیوار ِ همه کج

کجی کرد دهان کج

دل گرفت بس هوای کج

از ستونهای اتاق...کج

از مردم کج ـ به کج

"به راستی " چه معنی خواهد کرد؟

                  چه معنی...

                                خواهدکرد؟ 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت 0:56 قبل از ظهر  توسط بهمن حقیقت طلب | 
  به نام قانون!!!

 

هرقدر زور زدیم هیچ توفیقی در راستای کنار آیش با این قضیه ی اخیر حاصل نیامد!!

بدینوسیله  هم خود را از دست این الکترونهای انباشته توی سرم خلاص نمودم  هم اینکه این ماجرا را در

ذهن آب پرتقال جاوید...کمی با تاخیر  تقدیم به سردار!

 

 

توی فکر برفِ صبحانه

توی ذهنت حور و پری

که نگاهش به تو مریض می کند و باقی ـ

هرچه مانده از گردی به دستت باقی ـ تکانده گَرد...

حرف که هست از هر موجود هرزه ای که " بد است"

اما به جای تو عشق از نوع مریلن منسون بیداد می کند

تو که آخرین درجه شهرتی ـ سردار...!

تو که سردار می شوی به رکوع حور و پری

همینجا هم بهشت توست و جهنم من که ـ

فقط به نعوذ برسانی یک سانت و نیم بیشتر...

تو که هرزه "بد است"!

تو که به دو پر مو هم رحمی نفرستادی صلوات!

نگاهش که مریض می کرد مال من ...؟

اگر بهشت توست اینکه جهنم ما

انگشت وسط من رو به بالا:

که نخواستیم چند سانت شلنگ اضافی و پشت بندش رسوایی از نوع سرداری...!

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت 9:31 بعد از ظهر  توسط بهمن حقیقت طلب | 
 

 

 

 

ماریان من   جولیان من   شریان من   تویی مال من

تو که      !far away from me 

لوکوموتیو من    پلکان من   قلیان من   تویی مال من

تو که تنها می روی به پیش!

 

از پله ها بیا بالا / بالا بیاوریم

تکه تکه های من    پشت لرزه های من ـ سفید  سفت

(فحش لازم است!)

فلرتیشیای من   پریای من   هیولای من   تویی کار ...کار...کار ِ من

بالا آوردن کارمِن های سفید ـ سفت

فروختن دنیای کو بـِـین ـ سفید

خریدن پلکان سفت ـ سفید! 

(فحش لازم است!!)

here we are          

                          far away from Me          

        نگاتیو:

        here I am          

!! far away from WE          

آلیس من   عجیب من     یرقان من     تویی مال من؟

به مردم کاغذی بگو  :" سیل می آید...!"

(فحش لازم است؟!!)  

 

 

 

 

 

 

                Alice

tom-waits

 

It's dreamy weather we're on
You waved your crooked wand
Along an icy pond with a frozen moon
A murder of silhouette crows I saw
And the tears on my face
And the skates on the pond
They spell Alice

I disappear in your name
But you must wait for me
Somewhere across the sea
There's a wreck of a ship
Your hair is like meadow
grass on the tide
And the raindrops on my window
And the ice in my drink
Baby all I can think of is Alice

Arithmetic arithmetock
Turn the hands back on the clock
How does the ocean rock the boat?
How did the razor find my throat?
The only strings that hold me here
Are tangled up around the pier

And so a secret kiss
Brings madness with the bliss
And I will think of this
When I'm dead in my grave
Set me adrift and I'm lost over there
And I must be insane
To go skating on your name
And by tracing it twice
I fell through the ice
Of Alice

And so a secret kiss
Brings madness with the bliss
And I will think of this
When I'm dead in my grave
Set me adrift and I'm lost over there
And I must be insane
To go skating on your name
And by tracing it twice
I fell through the ice
Of Alice
There's only Alice

 

 

+ نوشته شده در  ساعت 4:57 قبل از ظهر  توسط بهمن حقیقت طلب | 

 

 

 

 

 

 

 

آسمون سه ستاره _ فکرای سه گوش ما _ماه روشن

 

زمین بوته پرور ِ بی بوته پر ِ ردِ چرخهای عمیق که زیگزاگ رفتن

 

دستای خشن و زشت که توتم تو و تابوی منن

 

بوته ها رو می کنن   دود می کنن   تا ستاره بشن!!!

 

تیرای برق روی زمین و سیمای فشارقوی که تاب خورده ان

 

مغناطیس روزانه که سه رج مترادف _ منو گره می زنن

 

تعجب مردم روستا از اینکه گشنه ها چرا شمشیر نمی زنن

 

دستای مغناطیسی که یه جورایی ما رو خوابونده ان!

 

"ازدحام مردم توی صف که رگ به رگ( زیگزاگ ) رفته ان

 

سعی و خطای سه باره که از تعداد شحنه ها کاهیدن"

 

تمام نوشته های روی کاغذ که به یک آه عمیق نمی ارزن

 

تمام کاههای توی سرم سوختن   دود شدن   ستاره بشن!!!

 

 

 

 

 

 

 

 

 این پایین کلیک کنین لطفن

-------------------------------

اشک البرز

آهنگ  تنظیم اجرا :بهمن خقیقت طلب

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت 10:24 بعد از ظهر  توسط بهمن حقیقت طلب | 
 

 

!wake up

کلونی ته سیگارهاـیک شب مانده

بوی الکل / جای خیس

نفس که نیست تراشه هاـ نجیب

کلونی اسبهای بگو سوارت کو!

بوی اسطبل /جای خیس

!get up

همه چیز دیر شده توی من

صدای زنگ/ حس خواب

اینقدر ناقوس نشو مرگ ـ زودرس!

جوان ناکام نیست آلبوم عکسها ـ زرد

صدای بوق /حس خواب

!fucked up

از تخت تا میزها وصندلیها

سلام که دادیم.../جای سیخ

دیالوگ امروز هم :"اهل اینجا نیستم!"

مِنوی تو هم اهل اینجا نیست

همه چیز که دادیم/جای سیخ...

!shut up

خواب به خواب شد...اوف...

بوی اگزوز /خط تیره

زنده ـ زندگی ...فکر ــکردن...بودن

فقط بی صدا حس اختتامیه نیستمش

بوی سیگار /خط تیره...

 

 

 

 

 


برای گوش دادن اینجا کلیک کنید:melpomene.kashmir



Melpomene

Kashmir

Something tells me that I'm left without a chance
in my suspicious attempts to get her close
enough to close my lips around her smile
now I can't close my eyes when she's around
and she's around
passing like the wind that shapes the clouds
she is around, she is around
i don't know how but suddenly it has been a while
and we're been walking in through taht same front door
undressing like there were no parts to hide
and calling each other names we never had
you never heard
and then an unexpected turn
and we hit the kerb
a stupid term, a fatal word
Flutter girl
killing me with her sunshine
sunshine
she's so unaware
that she's my melpomene
you broke the code
just like i'm sure you always do
without intentions but I know
that's how I broke away from you
now that the clouds are obsolete
I hope you landed on your feet
without those evil demons
keeping you reminding of...
the war they pulled us through
as fragile hearts ran short of glue
as we're both running out of time
and seek to drown the fact in wine
it should be honest and naive
like we should give, we should receive
I must be jaded
fading out of fuction into solitude
Flutter girl
killing me with her sunshine
sunshine
she's so unaware
that she's my melpomene
Flutter girl
killing me with her sunshine
sunshine
she's so unaware
that she's my melpomene
 

 

+ نوشته شده در  ساعت 5:31 قبل از ظهر  توسط بهمن حقیقت طلب | 

 

 

 

پلاکهای پوسته ـ پوسته

چشمهای وَر قلمبیده

توهم داغ ِ مرمرین

تهوع ِ نهار ِ دیر صرف شده

دست که می کشی روی کاغذ ـ  کثیف

آمار که دادی به من ـ ظریف

گوش مخملی می شوم پشت گاری

منتظر مثل سگ شکاری

ته نفسهای سِقِنقور مثل خفگی

عر ق کرده تن لیـــــــــــز می شویم

گاز گرفتگی یا غرق شدگی...

می سوزیم عاقبت کود می شویم

پلاکها همه پوسیده

زیر سنگهای بزرگ هضم می شویم

- آخ اگه بدونی چه معده ای داره زمین

- وای اگه بدونی نیستی اهل بهشت برین...

                                                                  برین...برین...رین...رین...

سینا منتو پیچوکوریا کارینا تورین!

سِر پیکو سَر ِ پیکو بگیرین فقط نرین!

 

                                                                                                                 


این تراک بدون شک یک شاهکار موزیکاله و شعر با تم  اجتماعی به کار گرفته شده به مصداق جمله ی اول دیوونه می کنه آدمو! هر چند شاید شلوغی و ازدحام سازها و اصوات (خصوصن در بخش پایانی) به مذاق بعضی دوستان خوش نیاد ولی ...نقاط اوج در آهنگ واکنشی به زندگی roxane یا همون رکسانای خودمونه در ضمن سکوت ها در مواقع مناسب اختیار شده و ویژگی برتر این کار سبک خوانندگی تام ویتس با صدایی که در اصطلاح موسیقیایی grave نامگذاری شده در حالت عادی سنخیتی با نحوه ی خوانندگی back vocal و موزیک این تراک نداره اما با مهارت واستادی تمام جمع دو نقیض از نظر من منجر به خلق یک کار منحصر به فرد شده ...بیش از این حرفی نیست فقط با توجه به سرعت نورانی اینترنت در ایران کمی برای بارگیری کامل صبر کنید !!!مجبور شدم کیفیت رو تا حد محسوسی پایین بیارم اگر بعد از لود شدن صفحه صدای موزیک به گوشتون نرسید اینجا کلیک کنید برای گوش دادن به موزیک با کیفیت  بالا روی اسم دوستم شریف کلیک کنید

 

 

        EL TANGO DE ROXANNE

TOM WAITS , MOULIN ROUGH 

Will drive you mad

Roxanne
You don't have to put on that red light
Walk the streets for money
You don't care if it's wrong or if it is right

Roxanne
You don't have to wear that dress tonight
Roxanne
You don't have to sell your body to the night

His eyes upon your face
His hand upon your hand
His lips caress your skin
It's more than I can stand

Roxanne
Why does my heart cry?
Roxanne
Feelings I can't fight
Your free to leave me
Just don't deceive me
And please believe me
When I say, I love you

Give you your time
To do what you're saying
And if you have to
And if he has to,
I won't blame you

En el alma se me fue
Se me fue el corazon
Ya no puedo mas vivir
Porque no te puedo convencer
Que no te vendas Roxanne

Roxanne
Why does my heart cry?
Roxanne
Feelings I can't fight
Roxanne
You don't have to put on that red light
Roxanne
You don't have to wear that dress tonight
Roxanne

His eyes upon her face
His hand upon her hand
His lips caress her skin
It's more than he can stand

Roxanne

 

+ نوشته شده در  ساعت 4:55 قبل از ظهر  توسط بهمن حقیقت طلب | 

 

 

 

 

سپیدهای آرکاییک همیشه برنده

شیشه های قیرگرفته همیشه بازنده

چراغ نفتی با شعله ـ زپرتی   همیشه روشن

کتری های دربه در لِه و لوَرده

باطری های فسیل شده چراغ دستی ـ روشن

تَه نفسهای سِقِنقور لای چرخدنده

بازنده های اصالت پریده شعورای پَرت

یقه های باز / ادعای خرسی   همیشه برنده

کلاغای  قیرگرفته /گُشنه   زیر مترسک

نرده های یه تیکه مزرعه ی بی ذرت

دریاهای پهن / گُنده بی فیتوپلانگتون

وال های ساتور خورده دست ِ آدمای بی بوته

کرمهای توی درخت = زالوی قدرت

درختای بی ساقه => برگای کنج عزلت

سرعت گیر همیشه هست <= گوربابای راننده

چراغ سبز یادت نیست <=> فقط زنگ ساعت...

  ــ رینگ ...دینگ ...دلـَنگ...دُرینگ...

بُلبرینگ نَچرخیده لاستیکامون ترکیده

پنچری از ترس پنچرگیر ...هیس!( نفس نکشیده)

منجنیقای نارنجی طنابای کشیده

باد ۱۹ درجه شرقی از انتظار کشیده!

توتالیته از ترس به سقف چسبیده

طنابا پاره شده

                 خدا با باد ۱۹ درجه ... انگار اومده!

                

 

 


از این به بعد موسیقی هم قاطی آب پرتقال می شه(چیه خوب یعنی آب پرتقال ما از کافه تریاهای خیابونی هم بدتره؟!) ، سعی بر اینکه از آهنگها و ترانه های دارای مهر استاندارد مستفیذ شویم!

dead & lovely

by:tom waits

She was a middle class girl
She was in over her head
She thought she would
Stand up in the deep end

He had a bullet proof smile
He had money to burn
She thought she had the moon
In her pocket

But now she's dead
She's so dead
Forever dead and lovely now

I've always been told to
Remember this
Don't let a fool kiss you
Never marry for love

He was hard to impress
He knew everyone's secrets
He wore her on his arm
Just like jewelry

He never gave but he got
He kept her on a leash
He's not the kind of wheel
You fall asleep at

But now she's dead
Forever dead
Forever dead and lovely now

Come closer, look deeper
You've fallen fast
Just like a plane on a
Stormy sea

She made up someone to be
She made up somewhere to be from
This is one business in the
World where that's no
Problem at all

Everything that is left
They will only plow under
Soon every one you know
Will be gone

And now she's dead
Forever dead
Forever dead and lovely now

Now she's dead
Forever dead
Forever dead and lovely now

I've always been told to
Remember this
Don't let a kiss fool you
Never marry for love

Everything has its price [2x]
What's more romantic
Then dying in the moonlight?

Now they're all watching the sea
What's lost can never be broken
Her roots were sweet
But they were so shallow

And now she's dead
Forever dead
Forever dead and lovely now

And now she's dead
Forever dead
And she's so dead and lovely now

+ نوشته شده در  ساعت 9:50 بعد از ظهر  توسط بهمن حقیقت طلب | 
 

 

 

۱۹ ساعت خواب توی بیداری / بیماری

هیچ و پوچ هم مرز / همسایه

"...ممکنه لبخند بزنی...؟"

کلیه ی ستاره ها رفت توی چال

توی اُپرا بودم

سولو می زدم...هی...!

یک عمر شد ۱۹ ساعت...[پروسه تمام شد؟]

                                           ... pARaBolA

کوچ شدی چرا وسط حوض ـ آبی؟

کلی اندیشه غرق شد!

"از چاله به کل ستاره ها  :

                                 ...  FaDe Out  "

تصویر نقش آخری گریه می شد / شوره می زد

رقص می شد توی ذهن / تانگو...

" پرده رو بردار بیمار.."

پری های کوچک دریایی

دور سر دکُتریَن تریینات داخلی - پرسه می شود

فِردی مِرکوری می خواند

!.......................................jUsT shUT Up

"به افتخارش کف بروید...شششششیییس......وووووووووو........[هیس!]"

مرگ می بندد رو حباب

گوشه های خاکستری [خال گوشتی آزار می دهد/بیماری]

روان ایستاده ـ شده

....SchITZophErEniC

سراغ همه می آید...روان ایستاده

سرت را بگیر زیر شیر تا دیده نشوی/ شیشه

فریز شویم ۱۹ ساعت دیگر

من ۱۹ ساعت وقت می خواهم تا تکرار شود[پروسه]

از خواب تا بیداری/بیماری...

ReGardlesS oF FadinG The StaRs oUT

 

 

                 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت 12:36 بعد از ظهر  توسط بهمن حقیقت طلب | 
 

 

سلام...!  به زبان مادری...!

 

 

mama I'm gonna see you

mama let me hold you

سرم سرد  <=> بوی پیاز و جعفری توی بینی 

که با توتونهای کاغذ/سرخ/جگری

که بی تو ریه بی هوازی

?Do you let me die first

?  can you hold my cold head on your breast

 

شیر سپید ...! شیرهای امروز رنگ خاک

قهوه ای تر ـ رنگ جنگ [ ناپاک ]

we stand on Brittle rock

broken life / flutter from last shock

سرم را بگیر دو دست تو صدا /شارش

رگ ببند که از من سرخ ـ بارش...

مرگ گرفتگی اول دل بُردگی ـ بَردگی آورد

کلونی زدگی / سگها پی اسکلت ها ـ فرار ـ خستگی آورد

we escaped from society

trapped in our individuality

indepndent but there is no rigidity

we lost our dignity

? Is It our last penalty

 گرم کن مادر ـ گرم ـ کرمها توی خاک سرد ـ بی حس ِ بال

بال بده مادر ! خستگی از کرم خوردگی => تنم به زوال

دعا کن مادر ـ گرم ـ سپید رنگ زد به جوان

نقض شد علت و معلول / فلسفه/ غرق شد  ـ علامت سوال

 

سلام مادر...به زبان مادری!

 

+ نوشته شده در  ساعت 2:57 بعد از ظهر  توسط بهمن حقیقت طلب | 
 

 

رگ ببُر خون شود...[فس...]

جوهر قرمز بده به نفس

"...من فکر می کنم اونا هر وقت بخوان شلیک می کنن..."

روی پوست برونزه

پشت شلوار تیره...

"تف کن روی پنچری بی عرضه...!" [فس...]

مرگ باش/ فکر کن/نیش بزن هرزه!

[واید شات:]

بچه ها روی تراس ـ به رقص

بچه ها از کوه به پرواز / بی ترس

ــ"...توی باد می خزه بچّم...[فس...]...!

از غذای کرکس می خوره بی رحم...!!"

[کلوز آپ:]

مرگ تو را به یاد دارد هنوز

افعی را فراموش نکنی یک روز![فس...فس...]

 

when you are seeking for The Books beneath

when you are smelling your P..E..N..I..S

when you become a mosquito on my skin

when you are crawling on your women / virgin

I'll creep on you at the time there is no choice

[... without any noise]

 

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت 2:50 بعد از ظهر  توسط بهمن حقیقت طلب | 
 

 

 

شبها روی تراس از ترس ترساهای بیدار - بی خوابی

بیداری

هوش نیست / گوش نیست

---------------------------------------------------------

 

گریه ی گربه های جیغ کش روی سیخ

جلز و ولز جیگر روی تراس همسایه ی مماس

کی به جای کی به چی چمباتمه زده؟!

--------------------------------------------------------

 

رختت را باد نَبَرد از دست!

دامنت را با دو دست ببَست

نارنجی نشوی!

--------------------------------------------------------

 

"خاک به خاک

خاکستر به خاکستر..."

چه کسی می داند ته سیگارها به کجا می روند؟

-------------------------------------------------------

 

یادت هست ساعت ۱۹؟

نیم پرتقال توی دست - سپید

و انار که به تو دادم - سرخ؟

------------------------------------------------------

 

شب بی مر گی ترسای ترسو

اوج بدبویی انتهای راسو

سرسره هاباز ِ باز بسته

تاب های بی تاب بی نا / خسته

از کشیده شدن بی تابم

از تابیدن  عمیق خوابم

با شکلات سر گرم نمی شوم

با الا کلنگ گیج ـ گولی نمی روم!

بهانه نمی آید سراغم

برق گرفته بوم و باغم

خیسی پیراهنت مال من؟

حس پر پر زدنت مال من؟

می شوی بوم من/ باغ من؟

می کنی یاد من ، یاد من؟

رگ می دهی به این خط - سر ِ پا؟

خون می شوی توی علف/ مشت کاه؟

رگ می دوی توی بنفش؟

سبز می شوی /می زنی نقش؟

خوب شو بامن برقص

برهنه باش با من نترس

 

                                                          پیروز باشید!

                                                                   "بهمن"

+ نوشته شده در  ساعت 11:18 بعد از ظهر  توسط بهمن حقیقت طلب | 
 

 

 

۱-چینا چین   چینا جان!

۲-چی بی چی  ترانه بی تو ؟

۳-چرا  چا وا چا  بی پا؟

۴-پتو بی پی تو ترانه

۵-چپا به جهان   بی جان

۶-چا به جفا  لحاف ب... لا   پا

۷-سی تا نا... لا ها شان خمیر

۸-چه راه ؟ چه چاه ؟ که نان و پنیر

۹-که نیست از رنگ ِ درنگ ،  مرگ

۱۰-کی گشته چی به چی به پوست ، سیر؟

۱۱-پی رفته سی کی  سو کو  زنگ!؟

۱۲-آس  آسا  سایش ب...زیر سنگ

۱۳-که سرب ساب سابیده بی جا

۱۴-افتاد از پا لا تاک و تُرنگ

۱۵-رفت به چپا  رفت از دست

۱۶-کاف کو  کورش تخت لَخت؟

۱۷-چینا چین  چین واچین

۱۸-دامنت  چین چین بر چین

۱۹-کو چینا سین  چینا جان!؟

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت 5:21 بعد از ظهر  توسط بهمن حقیقت طلب | 
 

 

همه را نعل بستیم       

 شانس بیاید ــ برویم

وقتی دست تو با قدم نیست

پایت را نعل می پوشم

وسط خیابان ۱۹

رینگ و لاستیکت چه برقی دارد امروز !

صبر زیاد نیست با چراغ

جیغ بچه های محل با بوق قاطی

یک وجب سقف غنیمت نیست از زیر باران رهایی

که همان آبی

که همان عشقت

می شود گریه ی بی خورشید

توی بهتم

خدایان به دادم مرگ می فرستد

آخرین پنجاه تومنی توی جیبم    می شود سیگار

کنج نشین لال

دودش همه را می گیرد

چهره گرچه غرق خاکستر

توی سایه انجیر وسط خیابان ۱۹

و شاید مه بگیرد دلهای کهنه شما

از رسته ی کلاهداران

 به پایم نعل بستم

تا خیابان ۱۹ را مرگ نگیرد

طاعون نخزد

صبر بماند برای چراغ ــــ سبز بشود

کاش تا شربتت بچکد از رگ من  عصا را تا آخر هضم بشود

اندیشه ی مرگ   بزرگداشت من داشت

شیرجه ی توی اقیانوسیه

وسط دشت ـ تانزانیا ـ  بازی کنم

دهانم لهجه ی جهنم گرفته

رگم از سرب و الکل می جهد

کوچ بشود به باغ پشتی

برای یک وجب سقف   از فرار باران   که برایت عشق ــ بازی می کند

خیابان ۱۹

کلید واژه است

خود جهنم!  

 

 

         

+ نوشته شده در  ساعت 10:23 بعد از ظهر  توسط بهمن حقیقت طلب | 
 

 

 

روی حافظه تیغ کشیدم        اعتراف نوشت    راوی شد  

پشت به پشت من    ده هزار سال پیش   وقتی هنوز بابا نبود

زیر کاسپین سبز    توی باغ چشم آبی ها   کسی ادبیات نداشت

زبان " بالبو "*  بود     صرفی نداشت    "مردی با داس آمد"

به بالبویی گفت:    ...............!    این آخری هضم نشد

به ادب آمد و گفت به مردی با داس    "هستم  هستی  هست !"

گوشواره اش تکانی خورد    عاشق شد    داس افتاد 

حافظه شاهد شد   چشم بود   پنجره شد 

ادب را کاشت   بابا شد     سفر کرد

از زیر کاسپین سبز    به چین زرد   روم سرخ     ژرمن سیاه   ...وهی بابا شد

تا چشم خیس شد    یا تیغ افتاد       با حافظه ام پاک شد!

 

 

 

* اینکه زبان آن موقع  زیر کاسپین بوده !

 

 

+ نوشته شده در  ساعت 1:8 بعد از ظهر  توسط بهمن حقیقت طلب | 
 

 برای محمد حسینی...با کمال انفجار!

 

پشت در اتاق صفر

اجرام مردود ــ دو مرد مجرم

سایه هایش گره می خورد با هم

                                                می شود " کسوف "

زندگی می کند زیر لحاف پوست خرسی اش

ولی زیرش همیشه سرد

تا اجاق دو تا در و یک دالان فاصله است

آنوقت یخ می شکند بالای سرش

می گوید : " بنویس...! "

می نویسیم از پنجره ...از ماه

 از هر چه می دید دور یخ

ولی یخ همیشه مظلوم می شود

او را که باد نمی برد

او را که ترس نمی ریخت

اشکهایش... اشکهایش یخ می زد

ساقهایش یخ می شکست

یخ بود فقط

اما از یخ حرفی نماند

می گویم :

" یخ خود ماست شاید

نمره صفر پای برگ سیاه"

نمی گوید

اما یخ بسته بود

آن شب" کسوف "شد !

همین!

 

 

+ نوشته شده در  ساعت 6:24 بعد از ظهر  توسط بهمن حقیقت طلب | 

 

 

شاهد ململ آویزان از نگاهت

پله های چوبی روبه بالا

سقف پوشالی و دیوار کاهگل

تلخ وجوان

چینی سپید گردنت

گردهء پر موی من

شفتالو وتمشک

درخت آلوچهء پربار

سطل پراز آب و یک شیشه نمک

چاه عمیق از خواب وعکس من

بهانه های روزانه و خروس بی محل

حیاط سبز و صدای باد و برگ

جای پاهای گلی روی فرش

تخم اردکهای توی کفش

تجزیهء نورهای دور روی تور

کور سوی ستاره های جورواجور

تو کنار خواب و رویا

سررسیدهای تازه و من بیدار

شمعها هنوز خاموشند

بیا باز بخوابیم!

با شمارش من...

سه...دو...یک! 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت 8:10 بعد از ظهر  توسط بهمن حقیقت طلب | 
 

 

بیرون است این بیرون از رنگ

که هر چه رنگ است

تنها توی اتاق من

تو هم یک رنگ روی این بوم ـ که بوم را

وآن بیرون هنوز بیرون است

سیاه و سفید از باد و باران ـ که باران

هر قطره اش می خندد به خاک ـ از خاک

می رویدم چه رویشی که مرگش نمی آید

 

وقتی صبح زود رنگین کمان هم پاره است

توی شلوغی شنبه ی بی مغز

مغز من پر است از "است و شد و بود و گشت"

آنچه آن بیرون نیست تنها شاید یک مغز است ـ که مغز

 

با من بیرون بزن تا ببینی هرچه یک عمر سایه می دیدی

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت 7:59 بعد از ظهر  توسط بهمن حقیقت طلب | 
 

 

وخدا از خاک آفرید

وشوید از خاک رویید

وآدم شد

و اما هر چه شوید بود

وحوا می دید

کوکو می پخت

 وبه خورد من می داد

آخر آمد

وآن زخم معده بود

و درد داشت

ومن ترکیده بود

و آدم ماند

و حوا

و همه ی شویدها

و زخم معده که موروثی شد

 

 

+ نوشته شده در  ساعت 10:18 قبل از ظهر  توسط بهمن حقیقت طلب | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
عاقبت رو یاهای خواب روزانه ات آسمان را پر خواهد کرد ...!

نوشته های پیشین
اردیبهشت 1388
آبان 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
بهمن 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آبان 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
پیوندها
محمد حسینی
هوشنگ ابتهاج
پیپ قرمز
عطسه های خیال
احمد شاملو
دو كلمه درددل
سایه های شب
هوای خنک استغنا
روزهای من
اخبار و اطلاعات نجومی
امین خسروی
هدی حدّادی
گیل ماخ
بهمن ساكي
سیمین بر
الميرا قديريان
ليلوا
مهدي تقي نژاد
مريم حقيقت
آتوساحصارکی
اتاق زير شيرواني
بي خيالي هاي...
تخته سیاه
سوزانا عرفاني
صبا رهگذر
احسان میلانی
آذرخش
سلام خداحافظ
امين شفيعي
بانك اطلاعات نشريات
پیام یزدانجو
پیپ قرمز "
بیرون تر از نگاه
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

Who Are You.mp3